تبليغاتX
شادان
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388
دو هفته بي نودي!

اصلا وصله ي ناجور بود ، لعنتي! حالا همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد . اصولا خيلي معنا و مفهوم ندارد وقتي در برنامه هاي صداوسيما در طول هفته ، دائم اخبار تحريف شده و برنامه هاي بي سروته و غير مستند و مشمئزكننده پخش مي شود ، در دوشنبه شبها ، يك برنامه با صداقت صرف داشته باشيم . كه در آن به دليل احترام به نفس وجودي برنامه مجبور باشيم مجيز مهندس علي آبادي را نگوييم و به جملات بي معني و عوام فريبانه ي آخوندي و كيومرث هاشمي و سردارمحمدي و كفاشيان و ساير دوستان بخنديم. بهترين كار همين بود . وقتي نود نباشد ، در اخبار بيست و سي ، نامه ي بلندبالاي روساي فدراسيونها را خواهيم شنيد كه جملگي خواهان ابقاي علي آبادي اند . اين بهتر نيست؟ هرچند حضرتش اين روزها به وزارت و صدارت فكر مي كند . جايي كه ناچار نباشد بابت بي لياقتيهاي احتمالي جواب امثال عادل فردوسي بور را بدهد . جايي كه ديگر به هيچ كس لازم نيست جواب پس بدهد . كسي چه مي داند . شايد پس از جلوس او بر تخت نفت ، نود هم دوباره پخش شود . بالاخره حوزه ي فعاليت فردوسي بور قطعا وزارت نفت يا راه نخواهد بود . البته به شرطي كه صنعت نفت آبادان با سفارشات و رايزنيهاي مقننه اي و مجريه اي ، به زور وارد ليگ بعدي نشود.

نوشته شده توسط ژ.شادان در 17:24 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
اي مگس عرصه ي سيمرغ نه جولانگه توست....

نتيجه ي اعتراض و شكايت استاد محمدرضا شجريان از صداوسيما رفته رفته مشخص مي شود و آن اينكه طبق گفته ي محمدحسين صوفي ، معاون صدا  ، ازاين پس آثار استاد شجريان از راديو پخش نخواهد شد . طبق بيان او اين موضوع شامل كليه ي آثار استاد مي شود و حتي در ماه رمضان هم اعمال خواهد شد .

اشاره ي غيرمستقيم محمدحسين صوفي به نواي جاودانه ي ربنا است كه هرساله موسم رمضان زينت بخش سفره ي افطار روزه داران است و گويي رمضان بدون دعاي ربناي استاد چيزي كم خواهد داشت .

بااينكه هنوز نتيجه ي رسمي در پي اين شكايت اعلام نشده ولي مي توان حدس زد گفته ي صوفي ، در مورد تمامي شبكه هاي تلويزيوني هم مصداق داشته باشد .

به هرحال پخش نشدن آثار استاد ( البته منهاي دعاي ربنا) همان خواسته ي چندين ساله ي استاد است كه ظاهرا در پي عزم جدي ايشان و اقدام قانوني او ، رفته رفته به آن دست مي يابد . اين يعني سرانجام تسليم شدن و عقب نشيني كردن سازمان صداوسيما به دنبال خواسته ي به حق استاد .

اما حقيقت اين است كه فحواي سخن معاون صدا بويي از تمكين خواسته ي ايشان ندارد . بلكه نوعي مقابله به مثل از بيان ايشان ساطع مي شود . چنانكه عليرغم اجازه ي استاد براي پخش دعاي ربنا – به اين معنا كه خود استاد به جايگاه اين نواي ملكوتي در ايام روزه داري و عبادت مومنان اشراف دارند – معاون صدا از پخش نشدن صداي استاد در ماه رمضان هم خبر مي دهد . لحن سخن آقاي صوفي چنين پيامي دارد كه گويي تاكنون منتي بر سر استاد شجريان ، هنرموسيقي و عاشقان سينه چاك استاد گذاشته شده بوده و افتخاري عطا شده و آثار ايشان پخش مي شده ! و حالا كه اينطور شد صداي شما را اصلا پخش نمي كنيم! و اصولا ظاهرا در اين بين ، استاد و علاقه مندان اويند كه چيزي را از دست مي دهند!

البته تصميم گيرندگان راديو و تلويزيون مختارند هر آنچه شخصا صلاح مي دانند انجام دهند و اصولا از قوانين نانوشته ي ابتدايي اين سازمان ، ظاهرا يكي اين است كه خود را بري از هرگونه پاسخگويي نسبت به تصميمات خود مي دانند . ولي شايسته بود كمي تامل مي نمودند تا بينند عوارض اين اقدام بر گرده ي چه كسي سنگيني مي كند .

واقعيت اين است كه صداوسيما به عنوان تاثيرگذارترين و فراگيرترين رسانه ي ملي اين كشور - كه چون مليست و البته دولتي ، بايد تابعي از نظر و خواست مردم اين سرزمين باشد - حتي در پخش صداي پرآوازه ترين خواننده ي دورانشان هم به مشكل بر مي خورد و بدون اينكه بداند مساله اصلي دليلي است كه استاد مايل نيست صدايش بخش شود ، با سخناني غيرمسوولانه و با لحني كه حاكي از اقدامي تلافي جويانه است ، در كمال افتخار بيان مي دارد كه از اين پس ربنا هم بخش نمي شود! مثل اينكه مردم كه صاحبان اصلي مملكتند و مخاطبان اين رسانه ، حقي در آنچه مي خواهند ببينند و بشنوند ندارند . و مسوولين امر بجاي اينكه سعي در جلب نظر استاد – و البته مردم- داشته باشند و در پي يافتن ايرادات خود و اصلاح آنچه موجب رنجش مخاطبان شده ، باشند ، بر موضع خطايشان پافشاري مي كنند .

اما چه باك . كه تمامي آثار استاد شجريان امروزه در تمامي اشكال صوتي و تصويري در دسترس علاقه مندانش هست و عاشقان بيشمار صداي آسماني اش راه هاي ساده تري از آنچه رسانه ملي ارائه مي داد را براي ديدن و شنيدن آثار استاد در دسترس دارند .

نتيجه ي اين فعل و انفعالات هرچه باشد يقينا چيزي از مقام والاي هنري و منزلت اجتماعي استاد شجريان نمي كاهد و چه بسا بر جايگاه ايشان نزد افكار عمومي بيفزايد كه در زمانه اي كه رسانه ملي ما گوش به حرف هيچ بني بشري در احقاق حق خود نمي دهد ، يك نفر پاي تمام دردسر هايش ايستاد و اجازه نداد تا تصانيف جاودانه اش بر روي تصاويري گزينشي ، ميكس شده و از تلويزيون پخش شود . و به همان اندازه كه مرتبت استاد بالاتر مي رود بر كوچكي اين دستگاه هم افزون مي شود كه در پخش صداي شهريار آواز ايران زمين عاجز مانده است .

نوشته شده توسط ژ.شادان در 18:44 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
وضعیت اسف بار فوتبال و نقش دولت در این نابسامانیها

این نوشته را بخوانید:

"لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك مي‌كشند مي‌گويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناصواب و عوام فريبي دست بردارند.

بديهي است هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد، خوار و اگر كسي را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقالي‌هايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز مي‌شود. "

این نوع ادبیات و سطح آستانه تحمل آدمیست که بواسطه دخالت مستقیم دولت به بالاترین سطح ورزش فوتبال می رسد . یعنی سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران . از ادبیاتش که بگذریم به سواد فوتبالی و نتایج درخشانش می رسیم . شهرداری تبریز را یک تنه به دسته دو برد و نابود کرد . فولاد را باعث و بانی سقوطش شد و پیکان را تا مرز سقوط برد تا برکنار شد . در رده ملی هم یک بار تیم ملی امید را حذف کرد و یک بار نزدیک بود باعث نرفتن تیم ملی به جام جهانی ۹۸ شود .

تا اینجای کار یک دخالت مستقیم و نابخردانه صورت گرفته و این شخص مربی تیم ملی شده . اما بیانیه ای که بخشهایی از آنرا در ابتدای متن آوردم باعث شد تا فدراسیون فوتبال برای یک بار هم که شده تصمیمی مستقلانه بگیرد و مایلی کهن را برکنار کند . و حالا تیم ملی ایران مانده بدون سرمربی . و ۳ بازی مهم در پیش است و کسی داخل این فوتبال توانایی جمع و جور کردن این تیم را ندارد . درحالیکه تنها کسی که از اوضاع شناخت کافی داشت همان علی دایی بود که به دستور مستقیم رییس جمهور برکنارش کردند .

حالا اوضاع پرسپولیس را ببینید . تربیت بدنی این تیم را تنها به خاطر لج و لج بازی با حبیب کاشانی ، نابود می کند . قهرمان دور قبل با مخارج سنگین رتبه ای بهتر از پنجمی ندارد و دیشب هم ۵ گل از نماینده قطر خورد تا سنگین ترین شکست ایران از قطر رقم بخورد .

اوضاع استقلال هم خیلی بهتر از پرسپولیس نیست . وگرنه چرا باید با این همه بازیکن و هزینه نتواند قهرمان شود و از سه بازی لیگ قهرمانانش تنها یک امتیاز بگیرد؟

چه بگوییم که هرچه بیشتر می گوییم ، بیشتر آزار می بینیم . خدا به دادمان برسد با این مسوولینمان!

نوشته شده توسط ژ.شادان در 5:10 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
یک نفر نیست این فوتبال لعنتی رو تحریم کنه؟!
یعنی یک مرجعی نیست به این منجلاب یه تکونی بده؟ همین که مثلا اینجا یه انتخابات صوری برگزار شده و یک روانشادی به صندلی رسیده برای فیفا کفایت می کنه؟ یعنی این اهمیت نداره که تو این فدراسیون از همه تعطیل تر خود رییسه؟ همیشه از بالا بهش میگن چه کار بکن و چه کارنکن ؟ اینا مهم نیست؟ اولین باخت رسمی تیم ملی به خاطر اینکه حضرت تشریف آوردن و خب ناراحت شدن باید مربی رو برکنار کرد؟ به دستور حضرت قدم خیر؟ فردوسی پور به تاج گفت علی دایی سه شنبه پیش به من گفت مایلی کهن سرمربیه . یعنی از قبل مشخص بوده که حضرتش چه تشخیصی داده اند . این به جز دستور مستقیم رییس جمهور چه معنایی داره؟ همه یادمان است که مایلی انتظار ریاست سازمان تربیت بدنی رو داشت و خب پس از پیشکش کردن سایپا ، تیم ملی جبران تمام حمایتهایش است . نفرت انگیزتر وقتی بود که حاجی فرمودند در دوره های قبلی باید من مربی می شدم!!یعنی باید من را مربی می کردند تا بیایم در تلویزیون و به ملت بگویم : درواقع ، پیرامون تیم ملی ، من برای خدمت در تیم ملی بالطبع آماده ام. قرارداد هم حداقل دو ساله . سایپا رو هم حتما می خوام . چون شاید بدنش به دایی . پیکان رو هم من دسته دو نبردم ، تیم ملی امید رو من باعث حذفش نشدم ، فولاد که رفت دسته دو به خاطر من نبود ، تیم ملی داشت نمی رفت جام جهانی 98 تقصیر من نبود ، شهرداری تبریز رو من به دسته دو نبردم و کلا کن فیکون شدتش به من ارتباط نداشت . ضمنا چون فقط یک بار با آقای بذرپاش صحبت کردم ، کلا از ایشان بسیار تشکر می کنم و .... فقط نمی دونم اینو مردم می دونن یا نه . که با تغییر رییس جمهور رییس سازمان تربیت بدنی عوض خواهد شد و با تغییر رییس سازمان تربیت بدنی انتخابات آزاد برای فدراسیونها برگزار می شود و با انتخاب یک مدیر آگاه ، کاربلد و مسوول کمیته ملی قدرتمندی خواهیم داشت که برای خوشامد مدیران بالادستی مربیان را منصوب ، معزول و دوباره منصوب نمی کنند . فقط خداکند کروبی بی خیال شود !
نوشته شده توسط ژ.شادان در 0:33 | | لینک به این مطلب
جمعه هفتم فروردین 1388
بهاریه و مقادیری خزعبل!

الف ) بهاریه :

بهر آمد و شمشادها جوان شده اند.... نوروز مبارک.

ب) خزعبل:

ب-1) در مورد سال گذشته

در سالی که گذشت، از برکت دستگاه وزارت خارجه ، منطقه ای در دورافتاده ترین بخشهای آفریقا کشف شد که نامش جزایر قمر است . پس از این کشف به سرعت چند سندهمکاری با کدخدای این ده امضا شد و این از بارزترین مشخصه های رشد یافتن انسان است که با بزرگترها نشست و برخاست می کند تا به اصطلاح بزرگ شود . منظورم از جمله ی اخیر رییس جزایر قمر بود .

یکی از دوست داشتنی ترین ، موفق ترین ، ماه ترین ، بی آزارترین ، کم مسوولیت ترین و بی ریا ترین مدیران در سال گذشته مدیر موفق دستگاه ورزش بود که الحق والانصاف در تمامی پیروزیها وسط عکسها بود و در هیچ شکستی – که به فرموده حضرتشان به آنصورت وجود نداشت!- حضور نداشت . فی المثل پس از قهرمانی پرسپولیس در حال لبخند ملاحت باری در تمامی عکسهای پس از قهرمانی حاضر بود و البته بعد از باختها و فجایع فصل بعد همین تیم ، سعی کرد وارد جزییات نشود . بنده خدا این روزها تنها رییس سازمان تربیت بدنی است و رییس مجمع پرسپولیس و رییس مجمع استقلال و رییس کمیته ملی المپیک و مشاور رییس جمهور . دشمنان حسود و قسم خورده – علی الخصوص صفایی فراهانی بی چشم و رو و وطن فروش- نگذاشتند روی صندلی ریاست فدراسیون فوتبال جلوس کند و داغش به دل دریایی اش ماند . برخی معاندان قسم خورده در موردش می گویند وجود چنین مدیری به تنهایی برای رای عدم کفایت رییس جمهور کفایت می کند .

در مورد عوضعلی کردان چه می توان گفت؟ آبرویش را بی دلیل بردند . وای بر مملکتی که به خاطر یک کاغذپاره مدیر باارزشی چون کردن را برکنار می کند . همان کاغذپاره لعنتی که عمری برای صاحبش خدمت کرد و به او کرسی استادی دانشگاه داد و سالیان سال نانِ چربِ دکترایی ارمغان آورد و مناصبِ دولتی و کشوری تحفه اش بود .

ب-2) در مورد آینده

خاتمی نیامده ، رفت . میرحسین تصمیم به آمدن گرفته . شیخ اصلاحات هنوز مصمم به ماندن است . کارگزاران که غالبا در جستجوی رصد کردن جهت وزش بادند اینبار به سنگر کروبی نقل مکان کرده اند . قوچانی  اینروزها در دل ، کینه ی یک ماهه زندان اوین در سال 79 از خاتمی دارد ، در سر هوای اصلاحات دارد و در عمل تیشه به ریشه ی اصلاحات می زند . مگر اینکه سیاست ورزی بازیهای پنهانتری هم داشته باشد که برای امثال من قابل رویت نیست . برای احمدی نژاد دشمنانی چون کروبی و قوچانی و کرباسچی اینروزها از هزاران دوست چون لاریجانی و قالیباف ، صمیمی تر و دوست داشتنی تر اند  و این لطفِ بی نهایتِ کینه به دل دارانِ محمدخاتمی است که این گونه به کام احمدی نژاد می شود .

مشکلی نیست . فقط ای کاش بعضیها با شیخ اصلاحات به گونه ای اتمام حجت کنند که اگر این بار هم فرصت سوزی کرد و باعث به وجود آمدن مصیبت عظمای دیگری چون محمود احمدی نژاد شد ، از اصلاحات و اصلاحات بازی حرفی نزند.

نوشته شده توسط ژ.شادان در 2:10 | | لینک به این مطلب