اصلا وصله ي ناجور بود ، لعنتي! حالا همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد . اصولا خيلي معنا و مفهوم ندارد وقتي در برنامه هاي صداوسيما در طول هفته ، دائم اخبار تحريف شده و برنامه هاي بي سروته و غير مستند و مشمئزكننده پخش مي شود ، در دوشنبه شبها ، يك برنامه با صداقت صرف داشته باشيم . كه در آن به دليل احترام به نفس وجودي برنامه مجبور باشيم مجيز مهندس علي آبادي را نگوييم و به جملات بي معني و عوام فريبانه ي آخوندي و كيومرث هاشمي و سردارمحمدي و كفاشيان و ساير دوستان بخنديم. بهترين كار همين بود . وقتي نود نباشد ، در اخبار بيست و سي ، نامه ي بلندبالاي روساي فدراسيونها را خواهيم شنيد كه جملگي خواهان ابقاي علي آبادي اند . اين بهتر نيست؟ هرچند حضرتش اين روزها به وزارت و صدارت فكر مي كند . جايي كه ناچار نباشد بابت بي لياقتيهاي احتمالي جواب امثال عادل فردوسي بور را بدهد . جايي كه ديگر به هيچ كس لازم نيست جواب پس بدهد . كسي چه مي داند . شايد پس از جلوس او بر تخت نفت ، نود هم دوباره پخش شود . بالاخره حوزه ي فعاليت فردوسي بور قطعا وزارت نفت يا راه نخواهد بود . البته به شرطي كه صنعت نفت آبادان با سفارشات و رايزنيهاي مقننه اي و مجريه اي ، به زور وارد ليگ بعدي نشود.
نتيجه ي اعتراض و شكايت استاد محمدرضا شجريان از صداوسيما رفته رفته مشخص مي شود و آن اينكه طبق گفته ي محمدحسين صوفي ، معاون صدا ، ازاين پس آثار استاد شجريان از راديو پخش نخواهد شد . طبق بيان او اين موضوع شامل كليه ي آثار استاد مي شود و حتي در ماه رمضان هم اعمال خواهد شد .
اشاره ي غيرمستقيم محمدحسين صوفي به نواي جاودانه ي ربنا است كه هرساله موسم رمضان زينت بخش سفره ي افطار روزه داران است و گويي رمضان بدون دعاي ربناي استاد چيزي كم خواهد داشت .
بااينكه هنوز نتيجه ي رسمي در پي اين شكايت اعلام نشده ولي مي توان حدس زد گفته ي صوفي ، در مورد تمامي شبكه هاي تلويزيوني هم مصداق داشته باشد .
به هرحال پخش نشدن آثار استاد ( البته منهاي دعاي ربنا) همان خواسته ي چندين ساله ي استاد است كه ظاهرا در پي عزم جدي ايشان و اقدام قانوني او ، رفته رفته به آن دست مي يابد . اين يعني سرانجام تسليم شدن و عقب نشيني كردن سازمان صداوسيما به دنبال خواسته ي به حق استاد .
اما حقيقت اين است كه فحواي سخن معاون صدا بويي از تمكين خواسته ي ايشان ندارد . بلكه نوعي مقابله به مثل از بيان ايشان ساطع مي شود . چنانكه عليرغم اجازه ي استاد براي پخش دعاي ربنا – به اين معنا كه خود استاد به جايگاه اين نواي ملكوتي در ايام روزه داري و عبادت مومنان اشراف دارند – معاون صدا از پخش نشدن صداي استاد در ماه رمضان هم خبر مي دهد . لحن سخن آقاي صوفي چنين پيامي دارد كه گويي تاكنون منتي بر سر استاد شجريان ، هنرموسيقي و عاشقان سينه چاك استاد گذاشته شده بوده و افتخاري عطا شده و آثار ايشان پخش مي شده ! و حالا كه اينطور شد صداي شما را اصلا پخش نمي كنيم! و اصولا ظاهرا در اين بين ، استاد و علاقه مندان اويند كه چيزي را از دست مي دهند!
البته تصميم گيرندگان راديو و تلويزيون مختارند هر آنچه شخصا صلاح مي دانند انجام دهند و اصولا از قوانين نانوشته ي ابتدايي اين سازمان ، ظاهرا يكي اين است كه خود را بري از هرگونه پاسخگويي نسبت به تصميمات خود مي دانند . ولي شايسته بود كمي تامل مي نمودند تا بينند عوارض اين اقدام بر گرده ي چه كسي سنگيني مي كند .
واقعيت اين است كه صداوسيما به عنوان تاثيرگذارترين و فراگيرترين رسانه ي ملي اين كشور - كه چون مليست و البته دولتي ، بايد تابعي از نظر و خواست مردم اين سرزمين باشد - حتي در پخش صداي پرآوازه ترين خواننده ي دورانشان هم به مشكل بر مي خورد و بدون اينكه بداند مساله اصلي دليلي است كه استاد مايل نيست صدايش بخش شود ، با سخناني غيرمسوولانه و با لحني كه حاكي از اقدامي تلافي جويانه است ، در كمال افتخار بيان مي دارد كه از اين پس ربنا هم بخش نمي شود! مثل اينكه مردم كه صاحبان اصلي مملكتند و مخاطبان اين رسانه ، حقي در آنچه مي خواهند ببينند و بشنوند ندارند . و مسوولين امر بجاي اينكه سعي در جلب نظر استاد – و البته مردم- داشته باشند و در پي يافتن ايرادات خود و اصلاح آنچه موجب رنجش مخاطبان شده ، باشند ، بر موضع خطايشان پافشاري مي كنند .
اما چه باك . كه تمامي آثار استاد شجريان امروزه در تمامي اشكال صوتي و تصويري در دسترس علاقه مندانش هست و عاشقان بيشمار صداي آسماني اش راه هاي ساده تري از آنچه رسانه ملي ارائه مي داد را براي ديدن و شنيدن آثار استاد در دسترس دارند .
نتيجه ي اين فعل و انفعالات هرچه باشد يقينا چيزي از مقام والاي هنري و منزلت اجتماعي استاد شجريان نمي كاهد و چه بسا بر جايگاه ايشان نزد افكار عمومي بيفزايد كه در زمانه اي كه رسانه ملي ما گوش به حرف هيچ بني بشري در احقاق حق خود نمي دهد ، يك نفر پاي تمام دردسر هايش ايستاد و اجازه نداد تا تصانيف جاودانه اش بر روي تصاويري گزينشي ، ميكس شده و از تلويزيون پخش شود . و به همان اندازه كه مرتبت استاد بالاتر مي رود بر كوچكي اين دستگاه هم افزون مي شود كه در پخش صداي شهريار آواز ايران زمين عاجز مانده است .
این نوشته را بخوانید:
"لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك ميكشند ميگويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناصواب و عوام فريبي دست بردارند.
بديهي است هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد، خوار و اگر كسي را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقاليهايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز ميشود. "
این نوع ادبیات و سطح آستانه تحمل آدمیست که بواسطه دخالت مستقیم دولت به بالاترین سطح ورزش فوتبال می رسد . یعنی سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران . از ادبیاتش که بگذریم به سواد فوتبالی و نتایج درخشانش می رسیم . شهرداری تبریز را یک تنه به دسته دو برد و نابود کرد . فولاد را باعث و بانی سقوطش شد و پیکان را تا مرز سقوط برد تا برکنار شد . در رده ملی هم یک بار تیم ملی امید را حذف کرد و یک بار نزدیک بود باعث نرفتن تیم ملی به جام جهانی ۹۸ شود .
تا اینجای کار یک دخالت مستقیم و نابخردانه صورت گرفته و این شخص مربی تیم ملی شده . اما بیانیه ای که بخشهایی از آنرا در ابتدای متن آوردم باعث شد تا فدراسیون فوتبال برای یک بار هم که شده تصمیمی مستقلانه بگیرد و مایلی کهن را برکنار کند . و حالا تیم ملی ایران مانده بدون سرمربی . و ۳ بازی مهم در پیش است و کسی داخل این فوتبال توانایی جمع و جور کردن این تیم را ندارد . درحالیکه تنها کسی که از اوضاع شناخت کافی داشت همان علی دایی بود که به دستور مستقیم رییس جمهور برکنارش کردند .
حالا اوضاع پرسپولیس را ببینید . تربیت بدنی این تیم را تنها به خاطر لج و لج بازی با حبیب کاشانی ، نابود می کند . قهرمان دور قبل با مخارج سنگین رتبه ای بهتر از پنجمی ندارد و دیشب هم ۵ گل از نماینده قطر خورد تا سنگین ترین شکست ایران از قطر رقم بخورد .
اوضاع استقلال هم خیلی بهتر از پرسپولیس نیست . وگرنه چرا باید با این همه بازیکن و هزینه نتواند قهرمان شود و از سه بازی لیگ قهرمانانش تنها یک امتیاز بگیرد؟
چه بگوییم که هرچه بیشتر می گوییم ، بیشتر آزار می بینیم . خدا به دادمان برسد با این مسوولینمان!
الف ) بهاریه :
بهر آمد و شمشادها جوان شده اند.... نوروز مبارک.
ب) خزعبل:
ب-1) در مورد سال گذشته
در سالی که گذشت، از برکت دستگاه وزارت خارجه ، منطقه ای در دورافتاده ترین بخشهای آفریقا کشف شد که نامش جزایر قمر است . پس از این کشف به سرعت چند سندهمکاری با کدخدای این ده امضا شد و این از بارزترین مشخصه های رشد یافتن انسان است که با بزرگترها نشست و برخاست می کند تا به اصطلاح بزرگ شود . منظورم از جمله ی اخیر رییس جزایر قمر بود .
یکی از دوست داشتنی ترین ، موفق ترین ، ماه ترین ، بی آزارترین ، کم مسوولیت ترین و بی ریا ترین مدیران در سال گذشته مدیر موفق دستگاه ورزش بود که الحق والانصاف در تمامی پیروزیها وسط عکسها بود و در هیچ شکستی – که به فرموده حضرتشان به آنصورت وجود نداشت!- حضور نداشت . فی المثل پس از قهرمانی پرسپولیس در حال لبخند ملاحت باری در تمامی عکسهای پس از قهرمانی حاضر بود و البته بعد از باختها و فجایع فصل بعد همین تیم ، سعی کرد وارد جزییات نشود . بنده خدا این روزها تنها رییس سازمان تربیت بدنی است و رییس مجمع پرسپولیس و رییس مجمع استقلال و رییس کمیته ملی المپیک و مشاور رییس جمهور . دشمنان حسود و قسم خورده – علی الخصوص صفایی فراهانی بی چشم و رو و وطن فروش- نگذاشتند روی صندلی ریاست فدراسیون فوتبال جلوس کند و داغش به دل دریایی اش ماند . برخی معاندان قسم خورده در موردش می گویند وجود چنین مدیری به تنهایی برای رای عدم کفایت رییس جمهور کفایت می کند .
در مورد عوضعلی کردان چه می توان گفت؟ آبرویش را بی دلیل بردند . وای بر مملکتی که به خاطر یک کاغذپاره مدیر باارزشی چون کردن را برکنار می کند . همان کاغذپاره لعنتی که عمری برای صاحبش خدمت کرد و به او کرسی استادی دانشگاه داد و سالیان سال نانِ چربِ دکترایی ارمغان آورد و مناصبِ دولتی و کشوری تحفه اش بود .
ب-2) در مورد آینده
خاتمی نیامده ، رفت . میرحسین تصمیم به آمدن گرفته . شیخ اصلاحات هنوز مصمم به ماندن است . کارگزاران که غالبا در جستجوی رصد کردن جهت وزش بادند اینبار به سنگر کروبی نقل مکان کرده اند . قوچانی اینروزها در دل ، کینه ی یک ماهه زندان اوین در سال 79 از خاتمی دارد ، در سر هوای اصلاحات دارد و در عمل تیشه به ریشه ی اصلاحات می زند . مگر اینکه سیاست ورزی بازیهای پنهانتری هم داشته باشد که برای امثال من قابل رویت نیست . برای احمدی نژاد دشمنانی چون کروبی و قوچانی و کرباسچی اینروزها از هزاران دوست چون لاریجانی و قالیباف ، صمیمی تر و دوست داشتنی تر اند و این لطفِ بی نهایتِ کینه به دل دارانِ محمدخاتمی است که این گونه به کام احمدی نژاد می شود .
مشکلی نیست . فقط ای کاش بعضیها با شیخ اصلاحات به گونه ای اتمام حجت کنند که اگر این بار هم فرصت سوزی کرد و باعث به وجود آمدن مصیبت عظمای دیگری چون محمود احمدی نژاد شد ، از اصلاحات و اصلاحات بازی حرفی نزند.

