تبليغاتX
شادان
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
پرسپونیست!!

در حالي که تنها يک ماه از صدور امتياز انتشار روزنامه پرسپوليس از سوي وزارت ارشاد براي باشگاه پرسپوليس گذشته و سايت خبري تيم هم با نام پرسپوليس روي فضاي وب وجود دارد و در استاديوم هاي فوتبال هم تماشاگران اين تيم را با نام پرسپوليس تشويق مي کنند روز گذشته عبدالرضا ساور معاون فرهنگي سازمان تربيت بدني از تمام رسانه ها درخواست کرد به جاي نام پرسپوليس از نام «پيروزي» استفاده کنند.

سازمانی که ریاستش را علی آبادی برعهده دارد و وی از جانب رییس جمهوری بنام احمدی نژاد منصوب شده ، باید هم چنین معاون فرهنگی داشته باشد. بالاخره ما در مملکتی زندگی میکنیم که نمایندگان مردم پایتختش آقاتهرانی و حداد و نادران و امثالهم اند . و یکی از مسوولین فرهنگی مملکت هم سابقا گفته بود کتابهای صادق هدایت را جمع آوری میکنیم چون جوانان این مملکت باید شاد باشند!!!!  

نوشته شده توسط ژ.شادان در 3:14 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
آشفته بازار تلویزیون و سینما

می گویند تصاویر فوتبال لیگهای اروپایی که از شبکه های ایرانی پخش میشود خریداری شده نیست. شاهد هم صداهای قطع شده ی استادیومها و اصوات ناهنجاری که خودشان بر روی تصاویر می گذارند. مودبانه این عمل میشود " بدون کسب اجازه تصاویر را برداشتن و بر روی آنتن فرستادن " و غیرمودبانه اش هم میشود " دزدی " ! مال دزدی هم که احتمالا از گوشت سگ حرامتر است . پس چگونه از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران ترویج دزدی می شود ؟ حال آنکه ادعایشان گوش فلک را کر میکند؟

صدا و سیما آدمی را یاد مهرجویی می اندازد. این مهرجویی طفلک. آدمی به حالش انصافا تاسف می خورد. فکرش را بکنید اثرش را که هامون نام دارد از شبکه 4 و در قالب سینما ماورا پخش میکنند . منتها پیش از پخش مجددا تدوینش میکنند! دقایقی از فیلم زیاد بوده که در این مورد سانسورچی محترم صدا و سیما یقینا مخش بهتر از مهرجویی کار میکرده . نتیجتا تصاویر اضافه را حذف فرموده اند. ( عین این اتفاق چند شب پیش در هنگام پخش فیلم روزی روزگاری در آمریکا  روی داد . طفلک "سرجیو لئونه" نمی دانست که 59 دقیقه از فیلمش اضافه بوده . وگرنه سانسورچی رسانه ملی را این اندازه به زحمت نمی انداخت) حرف مهرجویی آدمی را یاد سنتوری و فرازمند و جعفری جلوه می اندازد . لحظه ای این موقعیت را تجسم کنید.

فیلمنامه شما توسط ارشاد مطالعه شده . تایید شده . مواردی که باید اصلاح می شده تذکر داده شده . بر اساس نظرات ارشاد فیلم شما ساخته شده . برای جشنواره فیلم فجر مجوز می گیرد. پخش می شود . بهترین فیلم جشنواره از دید تماشاگران می شود . بازیگر مردش در جشنواره سیمرغ می گیرد . سپس پروانه نمایش می گیرد . بیلبوردها در سطح شهر پخش می شود . تبلیغات گسترده انجام میشود . منتها چند روز مانده به اکران ، درحالیکه شاه و وزیر با پخش فیلم موافقت کرده اند و فیلم پروانه نمایش دارد ، شاه قلی اجازه نمایش نمی دهد . چندین ماه میگذرد . گورپدر هزینه ها ، سال بعد با چه امید و البته اطمینانی فیلم بسازی؟ در همین فکرهایی که سی دی فروش در کنار خیابان میگوید :

سنتوری ، سنتوری !!

نوشته شده توسط ژ.شادان در 1:15 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386
زندگینامه

این پست درواقع متن نوشته شده توسط سروش صحت ، در هفته نامه اعتماد است.

سرم را به شيشه تاکسي تکيه داده بودم و چرت مي زدم، احساس کردم کسي صدايم مي کند. چشم هايم را باز کردم. مردي که کنارم نشسته بود آرام تکانم مي داد. «ببخشيد، خيلي عذر مي خوام.» «جانم.» مرد گفت؛ «شما تو روزنامه چيز مي نويسين؟» «بله.» «مي شه يه لطفي به من بکنيد؟» «در خدمتم.» مي خواستم اگه زحمتي نيست زندگينامه منو تو روزنامه بنويسيد که بقيه بخونن.» گفتم «من هفته يي هفت هشت خط بيشتر نمي نويسم، يه کوچولو پايين صفحه.» مرد گفت؛ «مي دانم، منم زندگينامه ام رو خيلي خلاصه مي گم، آموزنده است، بقيه بخونن درس مي گيرن. چهار خط هم بيشتر نيست.» گفتم؛ «بفرماييد.» مرد گفت؛ «من پنجاه و يک سال پيش در يکي از شهرستان هاي اطراف تهران به دنيا آمدم، در بيست و چهار سالگي ازدواج کردم و صاحب دو فرزند دختر و يک پسر شدم. زندگي ام فراز و فرودهاي زيادي داشته و تا چند وقت ديگر هم مي ميرم. تمام شد.» کمي گيج شده بودم. گفتم؛ «مطمئنيد تا چند وقت ديگه مي ميريد؟» گفت؛ «بله.» بعد گفت؛ «شما خودت هم تا چند وقت ديگه مي ميري.» گفتم؛ «اون وقت اين زندگينامه شما کجاش آموزنده بود؟» گفت؛ «شما بنويس، خواننده اگه عاقل باشه، خودش جاي آموزنده اش رو پيدا مي کنه.»
نوشته شده توسط ژ.شادان در 0:37 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هفتم بهمن 1386
مقایسه ایران و عراق

توفیقی شد و رفتیم عراق. به جز اماکن مقدسی که مورد توجه خاص شیعیان است ، در عراق به جز خرابی و بدبختی نبود. برق در عراق تقریبا نصف روز قطع است و در زمان بی برقی از ژنراتورها و موتورهای برق استفاده میکنند. گاز که نیست . آب گرم معمولا در هتلها نیست مگر در ساعات خاصی از روز. ضمنا وسایل گرمایی در هتلها واقعا نبود. با خودم گفتم اوضاع اینها به نسبت ما زیادی خراب است . البته در پمپ بنزینهایشان همیشه صفهای طولانی دیدم.

در زمان بازگشت به بدبختی جماعتشان فکر میکردم که ناگه متوجه خودمان شدم.با دیدن پمپ بنزین شلوغ متوجه شدم که لااقل بنزینشان هنوز کوپنی نشده!!یعنی با این همه غارتی که نفتشان میشود ، هنوز بنزین نامحدود در اختیارشان است . به ایران که برگشتم و فشار گاز را دیدم فهمیدم اوضاعمان به لحاظ گازی هم تفاوت چندانی ندارد. تازه اینجا که شهرهای شمالی اش بدون گازند ، غنی ترین منابع گاز را در خود میبیند و بیست درصد ذخایر گازی دنیا را دارد. برقمان هم که از شب تا صبح قطع است . آب گرم هم که طبیعتا در زمان قطعی برق نیست.پس چه فرقیست بین ایرانی که سی سال از انقلابش میگذرد با عراقی که هنوز هم کمر راست نکرده؟

البته همه مان میدانیم. اصل کاری را نداریم تا به زبانمان بیاوریم!! از قول شیخ احمد جنتی همین افاضه را بخوانید که فرموده اند باید منازل 2گانه سوز شوند!! یعنی از نفت هم در منازل استفاده شود تا در زمان قطعی گاز از وسایل گرمایشی با سوخت نفت استفاده شود . !!

واقعا دقت کرده اید که معمولا انسانها پیشرفت میکنند ولی ما روز به روز بدبخت تر می شویم؟

نوشته شده توسط ژ.شادان در 1:35 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم دی 1386
دولتی که بر مهریه هم مالیات می بندد !!

البته سخنگوی دولت وقتی می فرمایند هدف دولت از اتخاذ چنین تصمیمی ایجاد منبع درآمد برای دولت نیست ، بلکه جا انداختن فرهنگ آسان گیری در ازدواج است ، احتمالا باید باور کنیم.

در تابستان اینگونه بپوشید ، در زمستان چکمه نپوشید ، اگر نیاز پیدا کردید در ساعت 30/12 شب از سوپر سر 4 راه یک کیلو بستنی بخرید یا چیزی مشابه ، یا مثلا یک بسته نان بسته ای تا در آن زمان از شب نیمرو بار کنید و نوش جان کنید ، البته جلوی هوستان را بگیرید !! و حالا هم زمانی که خواستید فرزند خود را داماد یا عروس کنید ، قدری هم پول به این دولت ناز گوگولی بدهید. اگر هم رویتان را زیاد کنید کاری می کنند تا علی آبادی رییس فدراسیون فوتبال بشود!!

 این هم دولت خدمتگزار . دیگر چه می خواهید؟

نوشته شده توسط ژ.شادان در 1:53 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یازدهم دی 1386
نقش پررنگ « ریا » در زندگی امروز.

دوربین صدا و سیما جلوی یک همشهری گرفته می شود . سخنانی راجع به برخورد نیروی انتظامی با مردم می گوید . از آنان تشکر می کند. یک روز فرد دیگری در مورد لزوم حضور در راهپیمایی روز جهانی قدس می گوید. آن یکی در مورد سالروز تسخیر لانه جاسوسی . و ... . نقطه اشتراکی بین تمام افرادی که در این گونه گزارشات شرکت میکنند وجود دارد. « تفاوت شخصیت حقیقی او با چیزی که نمایش می دهد » .

کارمند فلان اداره که به شهادت برخی تا هفته پیش پیشانی اش عاری از هرگونه خط و چروکی بوده ، اینک لکه ای وسط دو ابرو دارد که مثلا جای مهر نماز است . قدیمها که باشگاه کشتی می رفتیم برخی از تازه واردان گوششان را لای در می گذاشتند تا بشکند و مثل کشتی گیرانی بشوند که سالهاست این کاره اند.

مدیر فلان بخش فلان اداره که برخی میدانند دستش تا آرنج به همراه نانی که در دستش است داخل ظرف ربا و لقمه حرام می رود و داخل دهانش است ، دو خودکار متفاوت دارد که یکی متعلق به کارهای شخصی است و دیگری استفاده برای بیت المال .

اینرا که حتما میدانید برادرانی که به هنگام صحبت با خواهری که در روبرویش است به سمت چپ یا راست چشم میدوزند تا مبادا چشم در صورت خواهر بیندازند به هنگام خداحافظی و دور شدن از هم تا توانی در چشمشان است به چادر خواهر چشم میدوزند تا شاید کلاهی درست شد از این نمد و بادی وزید و ....

قطعا از این دست مثالها زیاد است . انواع بسیار دیگری هم دارد. برای خود ما هم شاید بارها از این اتفاقات افتاده . اما برنامه ریزی برای اجرای چنین نمایشی فرق دارد با اشتباه و فرار از برخی موقعیتها .

متاسفانه ریاکاری ترویج می شود . تو خودت را ظاهرالصلاح نشان می دهی تا اموراتت بگذرد . اما در باطن چیز دیگری هستی .

فکر میکنید چند درصد از استفاده از عبارت « به خاطر مردم » ، « به احترام افکار عمومی » ، « به خاطر خانواده های معظم شهدا » ، « خدمت به مردم » و ترکیباتی اینچنینی از دل گوینده اش بر می آید؟

متاسفیم که ریا و دروغ در این زمانه و در این روزگار ترویج می شود . آموزش هم داده می شود . جالب است . دروغ  ، ریا و دورویی آموزش داده می شود و در عوض سالار عقیلی وقتی به همراه تار ، به طور زنده برنامه اجرا می کند ، « تار » نشان داده نمی شود.!!!!!

پناه برخدا .

نوشته شده توسط ژ.شادان در 22:49 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و سوم آذر 1386
«بهترين کار زن» از نگاه خزعلي

بدون شرح:

*آيت الله خزعلي حفظ حجاب در دانشگاه را موجب «بالا رفتن سطح علمي و معدل بالاي دانشجويان» ارزيابي کرد.به گزارش ايسنا عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم در کنگره سراسري علمي فاطمه شناسي در کرمان با تاکيد بر اينکه اگر بخواهيم مردم در جامعه درست کار کنند بايد حجاب رعايت شود ، گفت؛ در غير اين صورت بخشي از نيم ديگر جامعه از کار مي افتد. وي بهترين کار زن را «همسرداري» خوب توصيف کرد. 

*برگرفته از روزنامه اعتماد.۲۲آذر۸۶

پی نوشت ۱:

حضرت آیت الله خزعلی از فقهای سابق شورای نگهبان قانون اساسی ، البته نیازی به معرفی ندارند. تنها دو نقل قول از بیانات سابق ایشان همه را با تفکرات این فقیه برجسته آشناتر میکند:

- " یک زیارت عاشورا و دعای کمیل بخوان را (مایلی کهن) بردند و بجای او یک عرق خور کروات را آوردند (تومیسلاو ایویچ). نتیجتا ۷ گل از رم خوردیم . وقتی این عرق خور را عوض کردند و یک مسلمان دیگر را به جای او آوردند (جلال طالبی) ۴ گل به اینتر زدیم"

این جملات در زمانی بر زبان ایشان جاری بود که ایشان فقیه شورای نگهبان بودند.

- دلیل رفتن پسران به دانشگاهها ، وجود دختران در این مکانهاست.

پی نوشت۲:

یکی از وظایف شورای نگهبان قانون اساسی - که متشکل از ۷ فقیه و ۷ حقوقدان است ، نظارت استصوابی بر کاندیداتوری افراد در انتخابات مختلف ، از جمله مجلس است.

نوشته شده توسط ژ.شادان در 18:27 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
تصویری از تهران

 

محل ؛ تقاطع اتوبان نیایش و بزرگراه ستاری ، پمپ بنزین نیایش .

در حالی که در حدود 150 اتومبیل در صف برای تزریق بنزین منتظرند ، کمی آنطرفتر در حدود 10 ماشین در حال کشیدن بنزین از چهارلیتری ، دبه ، و گالن به باک خودرو  و یا برعکس می باشند . طبیعتا این ظرفها از جایی پر می شوند . پس میتوانید تصویری را تجسم کنید که تعدادی از مردم ظرفهایی را در دست دارند و در بین پمپها سرگردانند.

در این احوال تعدادی از همشهریان در بین ماشینهایی که نوبت زدن بنزینشان است ، می گردند و بنزین گدایی می کنند .(درواقع کارت بنزین). البته پاسخ 95 درصد منفی است . دلیل پاسخ منفی اکثر پاسخ دهندگان هم این است که کارتشان قرضی است. و یا خودم هم بنزین ندارم و ....

اگر سرت را کمی بچرخانی میبینی تعدادی وانت و تاکسی در اطراف پمپ بنزین موجودند تا به رانندگان خودروهایی که هم بنزین ندارند و هم کارت قرضی ندارند ، بنزین به قیمت 4 برابر بفروشند. آن هم با هزاران منت. البته تراکم خودروها باعث می شود هرازچندگاهی بین راکبین خودروها جر و بحث پیش بیاید .

ما که ندیده ایم، میگویند برخی از سارقین در کمینند تا سر از کارت سوختت بچرخانی ، آنوقت باید بین ماشین و کارت سوختت یکی را انتخاب کنی!!

مطمئنا این صحنه ها سال پیش در چنین روزهایی دیده نمی شد. خیلی بد بود که مردم عین آدم می آمدند و بنزین می زدند و می رفتند ! بالاخره باید فرقی بین ما که در اردبیلمان هم چاه نفت پیدا شده با دیگر کشورها باشد ! در عوض سفره مان حسابی نفتی است!

نوشته شده توسط ژ.شادان در 2:17 | | لینک به این مطلب
سه شنبه سیزدهم آذر 1386
زندگی با اعمال شاقه!

این برنامه کاری یک فارغ التحصیل مدیریت صنعتی است که شغل قبلی اش دبیری سرویس ادب و هنر یک موسسه فرهنگی بوده است و البته الان کارش ایزوگام است . باکلاسش می شود پیمانکار ایزولاسیون ساختمانی .

منزل صادقیه

ساعت 30/6 فلکه صادقیه

ساعت 45/7 حدود 10 کیلومتری فرودگاه بین المللی امام خمینی ، جهت عایق کاری

تا ساعت 00/15 آنجا . منتها در این مدت چندین مدتبه یک مسیر چند کیلومتری را به دنبال گاز مایع ، کسری عایق ایزوگام و سایر مایحتاج طی نموده ام.

ساعت 30/16 خیابان وزرا ، بابت عایق کاری بام یک اتاق نگهبانی.

ساعت 00/18 چهارراه نظام آباد.

ساعت 40/18 مجددا خیابان وزرا.

ساعت 15/19 خیابان اشرفی اصفهانی ( بالاتر از میدان صادقیه) ، به دنبال کپسول گاز.

ساعت 50/19 خیابان کارون ( منشعب از خیابان آذربایجان که آنهم منشعب از خیابان آزادی است).

ساعت 30/20 منزل.

مشخصا در این سگ دو زدنهای روزمره ( که برای همه مان به نحوی وجود دارد ) کسی متوجه نخواهد شد در این مملکت چه بر سرش می آید و چگونه می شود که .... می شود!

در این وانفساست که ناچارم تنها به کسب پول فکر کنم تا بتوانم روزمره ام را بگذرانم. البته گاهی دغدغه هایی برایمان می آفرینند که اگر زبانم لال در اوقات فراغتمان خواستیم به بعضی مسایل مملکتی فکر کنیم ، عمرا نتوانیم .

مثلا مصیبت بنزین سهمیه بندی شده. خیلی دوست دارم آقای احمدی نژاد جواب سوالم را می داد که من چطور با روزی سه لیتر بنزین این مکانهایی که گفتم را طی طریق کنم؟ چنانچه ملاحظه میکنید بنده نه آژانسی هستم ، نه مسافرکش ، نه عضو هیات دولت و نه نماینده مجلس و البته نه نورچشمی. من یک شهروند معمولی بدبخت هستم که تمام دوندگی هایم جزء ضروریات شغلی ام است. منتها برادر بزرگوارمان آقای احمدی نژاد که از اعظم علماست و علم ماورایی هم دارند بهتر از بنده ناچیزی چون من می فهمند روزی چند لیتر در این باک لامصب بریزم تا بسوزد . هم بنزین را هم پدر این مملکت را.

می بینید. من که دغدغه ام باید مسایل فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و کلان مملکتی باشد و ... فکر و ذکرم این شده که کپسول پرسی از کجا بیاورم و بنزین را چه کنم . مطمئنا مسولین در رسیده به اهدافشان موفقند. چون من احساس خستگی دارم و ناتوانی. و چنین موجودی را چه به غلط های زیادی !

نوشته شده توسط ژ.شادان در 21:26 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
نوستالژی ؛ نامه ای به آیت الله خزعلی

نامه ای به آیت الله خزعلی *

 

حضرت آیت الله خزعلی

فقیه سابق شورای نگهبان

 

باسلام و احترام

 

فرموده اید : « حقوق مزارت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شرعا حرام است.»

چنانچه فتوای حضرتهالی درست باشد ، به قول حافظ که حافظه تاریخی ماست ؛

" ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست    نان حلال شیخ ، ز آب حرام ما "

                                                                              با احترام

                                                                        سید عطاالله مهاجرانی

                                                                               4/7/1379

 

* : حکایت همچنان باقیست / ص 209

***

روزگاری بود و گذشت و  قدرش ندانستیم ... به قول جواد یساری ؛ فلانی یار خوبی بود و ما قدرش ندانستیم!

نوشته شده توسط ژ.شادان در 21:48 | | لینک به این مطلب